مقالات

28 آذر 1395

ترکیب توانمندی استارت‌آپ‌های فین‌تک با تجارب بانک‌های سنتی

در مورد تاثیرات فین‌تک‌ها بر صنعت بانکداری، مقالات و تحلیل‌های بسیارینوشته شده است. گروهی معتقدند استارت‌آپ‌های فین‌تک در نقطه مقابل بانک‌های سنتی قرار دارند و عده‌ای دیگر، این دو را مکمل هم می‌دانند که با همکاری یکدیگر قادرند خدمات بهتر و سریعتری به مشتریان ارائه نمایند. در این نوشتار مختصر به دنبال بررسی و جمع‌بندی این دو ایده هستیم. 

رشد روز افزون تعداد استارت‌آپ‌های فین‌تک در سطح جهانی، یک چالش اساسی برای آن دسته از مدل‌های تجاری که مدت زمانی دراز تحت سلطه بانک‌های سنتی بوده است، به شمار می‌رود. در حوزه‌هایی همچون بانکداری و مدیریت ثروت (Wealth Management)، مزیت رقابتی نهادهای سنتی در حال رنگ باختن است و این موسسات به وضوح می‌بینند که سهم آنها از بازار کم و کمتر می‌شود. 
اکنون ما در نقطه تلاقی صنعت بانکداری قرار داریم؛ جایی که سازمان‌های کهن بانکی دو راه پیش رو دارند: یا می‌توانند با آغوش باز به استقبال تغییر و تحولات روند یا با بی‌اعتنایی به آن چه که در اطرافشان می‌گذرد، مرگ تدریجی را برای خود بخرند. 

این در حالی است که همکاری و مشارکت در این حوزه، می‌تواند فرهنگ نوینی بیافریند که در آن، ابتکار و عملکرد چالاک سازمان‌ها قادر به در نوردیدن مرزهاست. 
این فرهنگ در بطن خود مزایای متعددی به همراه دارد که از آن جمله مواردی همچون بهبود تجربه مصرف‌کننده، کاهش هزینه‌ها، پیدایش فرصت‌های جدید برای رشد، و توانایی تاب آوردن میان رقبا قابل ذکر است. 

فین‌تک، نقطه عطفی در صنعت بانکداری
گزارش اخیر Citi حاکی از آن است که در پنج سال گذشته، سرمایه‌گذاری‎های بین‌المللی در شرکت‌های خصوصی فین‌تک بیش از ده برابر شده است. در گزارش Citi هشدار داده شده که این رقبای زیرک و تازه نفس، در برخی بازارها از جمله آمریکا و انگلیس، سودآورترین بخش‌های صنعت بانکداری را هدف گرفته و از این طریق صنعت مزبور را خواه ناخواه به یک نقطه عطف سوق داده‌اند.
به عنوان مثال موسسه Lending Club بزرگترین فضای آنلاین برای وام و قرض‌دهی، در سال گذشته 8.4 میلیارد دلار به کاربران و کسب‌وکارهای کوچک وام داده است. در حوزه مدیریت دارایی‌های فرد به فرد (P2P) نیز شرکت مشاور سرمایه‌گذاری Betterment، بالغ بر 700 میلیون دلار فعالیت مشاوره‌ای داشته است و حال آن که این رقم در سال گذشته 450 میلیون دلار بوده است. 
آن چه که روشن به نظر می‌رسد این است که دنیای امور مالی به طور غیرقابل برگشتی دستخوش تغییر و تحول شده است. رقابت استارت‌آپ‌ها با بانک‌های سنتی مزایای فراوانی به همراه دارد که نسل بعدی مشتریان جوان و همگام با تکنولوژی تشنه آنها هستند: کاهش قابل توجه هزینه‌ها، شفافیت بیشتر، دسترسی به پلتفرم‌های گوناگون، و استفاده از رابط‌هایی همچون موبایل و سایت‌های اینترنتی که دسترسی به آنها آسان است و ارزان. 

اقتدار سنتی‌ها 
همانطور که پیشتر اشاره شد، نهادهای بانکداری سنتی در برخی حوزه‌ها دست بالاتری نسبت به رقبای جوان خود دارند. به عبارت دیگر، هر چند در سال‌های اخیر بانک‌ها قدری به زیر سایه فین‌تک‌ها رفته‌اند و از نام و آوازه سال‌های گذشته‌شان دور شده‌اند ولی مشتری‌ها هنوز با بانک‌های سنتی بهتر و راحت‌تر کار می‌کنند، و دلیل این امر سابقه طولانی و مقوله شناخت برند (Brand Recognition) است. 
ضمناً در این بانک‌ها موضوعات دلهره‌آوری از قبیل حملات هکری، جرایم سایبری، به سرقت رفتن اطلاعات شخصی و حتی خطر از دست دادن دارایی‌های مجازی بسیار کمرنگ و تقریباً گم است. از آن سو، فین‌تکی‌ها با شیوه‌هایی چند - از جمله کاستن از مخارج کلی و کاهش هزینه‌های ارائه خدمات به مشتریان - به دنبال رسیدن به سودآوری هستند. 

موضوع دیگری که توجه کارشناسان را به خود جلب کرده این است که وام‌دهندگان آنلاین صرف‌نظر از تفاوت‌های اندکی که با یکدیگر دارند، امروزه به طور فزاینده‌ای در حال کالایی شدن (Commoditised) هستند، در حالی که بانک‌ها از دیرباز شیوه‌های مرسوم و شناخته شده‌ای برای خدمت‌رسانی به مشتریان دارند. 

در مورد مدیران خودکار ثروت (Automated Wealth Managers) نیز همین وضعیت جاری است: این عده جایگاه مهمی در جهان مالی جدید به دست آورده‌اند ولی فواید منتج از آنها، مکمل تجربه‌های شخصی در شعبات بانکی است و نه جایگزین آن. با همه این اوصاف، نباید از یاد برد که قرار نیست این مزایا تا ابد دست‌‎نخورده باقی بماند، بلکه همان طور که Citi گفته است: بانک‌ها برای حفظ توان رقابتی خود باید سریع‌تر از فین‌تک‌ها بجنبند و به نوآوری و ابتکار روی آورند. 

اهمیت کلان داده‌ها و ارتباطات 
یک گام اصلی و اساسی در این حوزه، استفاده از کلان داده‌ها یا همان بیگ دیتا (Big Data) است. در اکوسیستم وام‌دهی، بانک‌ها باید از شاخص‌های ریسک اعتباری که دهه‌هاست مورد استفاده قرار دارد، پا فراتر بگذارند و به سراغ مولفه‌های دیگری بروند. در این حوزه شاخص‌های متنوعی یافت می‌شود؛ از آموزش گرفته تا سابقه نحوه پرداخت قبوض و حتی عملکرد افراد در شبکه‌های اجتماعی. 
ارائه‌دهندگان خدمات وام‌دهی فرد به فرد (P2P) معمولاً نظرات ارسال شده در سایت‌هایی همچون Yelp و TripAdvisor را بررسی می‌کنند تا از این رهگذر به کسانی که به دنبال وام هستند در اتخاذ تصمیمات بهتر یاری رسانند. 
اگر چه مهمترین دارایی بالقوه افراد معمولاً کسب و کارشان است ولی شاید بسیار عجیب باشد که بدانیم حدود سه چهارم از مجموع 200 میلیون کسب‌وکار کوچکی که در سراسر جهان پراکنده‌اند، نمی‌دانند ارزش آنها چیست و چه چیزی به آنها اعتبار می‌بخشد.
راه حل، استفاده از کلان داده‌هاست زیرا آنها از این طریق می‌توانند به‌روز (آپدیت) شده و معیارهای نوین بررسی عملکرد کسب‌وکارها - از مدیریت ریسک گرفته تا تدابیر امنیتی - را در مورد خود لحاظ نموده و صادقانه نتیجه را مشاهده کنند. 

برخی کارشناسان می‌گویند: بانک‌ها به یُمن گنجینه غنی و باسابقه‌ای که از تجربه و تخصص در اختیار دارند، می‌توانند به گونه‌ای دقیق‌تر خلق ارزش کرده و رابطه عمیق‌تر و کامل‌تری با مشتریان خود برقرار سازند، و اگر استارت‌آپ‌های فین‌تک تازه به چنین ایده‌هایی دست یافته‌اند، بانک‌ها دهه‌هاست که با این شیوه‌ها آشنایند. این مطلب اگر چه به جای خود درست است ولی نافی اهمیت و ضرورت استفاده از بیگ دیتا نیست. 
و چه زیباست که این دو، با هم و در کنار هم به خدمت گرفته شود. به عنوان مثال، شرکت خدمات مالی و بانکداری گلدمن ساکس (Goldman Sachs) سال گذشته از طرح خود برای رقابت در حوزه P2P از طریق ایجاد یک خط جدید کسب‌وکار خبر داده که طی آن بانک‌ها می‌توانند پول به مراکز نوآوری پمپاژ کنند.

تعامل به جای تقابل 
نهادهای مالی سنتی و نیز ارائه‌دهندگان خدمات P2P اکنون بیش از هر زمان دیگر دریافته‌اند که همکاری و تشریک مساعی، سازنده‎تر از رقابت و تقابل است. در اواخر سال 2015، جی‌پی مورگان چیس (J.P. Morgan Chase) اعلام کرد با On Deck Capital شرکت ارائه‌دهنده آنلاین خدمات وام، قراردادی منعقد کرده که طی آن قرار است وام‌دهی به کسب‌وکارهای کوچک را افزایش دهد. جی‌پی مورگان چیس این کار را از طریق استفاده از اپلیکیشن‌های سریع‌تر و کم هزینه‌تر و نیز یکپارچه‌سازی فناوری OnDeck در وب‌سایت خود صورت می‌دهد. 

تفکری که پشت این طرح قرار دارد این است که در برخی حوزه‌ها، ممکن است شرایطی حکمفرما باشد که بانک‌ها نتوانند با حریفان جوان خود رقابت نمایند. جیمی دایمن (Jamie Dimon) مدیر عامل جی‌پی مورگان چیس می‌گوید یک سری موضوعات وجود دارد که ما نمی‌خواهیم یا نمی‌توانیم از پس انجام آنها بر بیاییم، ولی فرد دیگری هست که می‌تواند این کار را انجام دهد و احتمالاً قادر است آن را به خوبی انجام دهد. 
یک نمونه دیگر، همکاری شرکت خدمات مالی و بانکداری BBVA Compass با کمپانی سرمایه‌گذاری آنلاین FutureAdvisor است که هدف از آن، دستیابی به مشتریان جدید از طریق ارائه مشاوره‌های خودکار و کم‌هزینه اعلام شده است. به نظر می‌رود این فرمول در آینده نیز ادامه خواهد داشت و به نوعی جای خدمات فعلی بانک‌ها را خواهد گرفت. 

نتیجه‌گیری 
برخی بر این باورند که استارت‌آپ‌های فین‌تک عامل اختلال در صنعت خدمات مالی سنتی هستند، و گروهی دیگر معتقدند که این شرکت‌های نوپا اهمیتی هم‌پای بانک‌های سنتی دارند و می‌توانند خدمات فاینانس بسیار ارزشمندی عرضه نمایند.  
افزایش کمّی و کیفی ارائه‌دهندگان خدمات فین‌تک و P2P امری موقت و گذار نمی‌باشد ولی این موضوع به حدی نیست که بتواند نهادهای مالی سنتی را به طور کامل از رده خارج کند؛ اگر چه به هر حال رقابت بین این دو دسته کاملاً جدی جریان دارد. 
در آینده بانک ایده‌آل، احتمالاً ترکیبی از بهترین‌های این دو اکوسیستم خواهد بود؛ ترکیبی جادویی از فناوری‌های نوین، همراه با ارائه خدمات شخصی و صمیمی به مشتریان، آن هم توسط یک عامل انسانی و نه ربات یا نرم‌افزار. 

نویسنده: مایک کارتر (Mike Carter)، مدیر عامل BizEquity